العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)
232
بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)
و العاجلة و الآجلة و العاقبه . بيان انّما هو اللَّه ضمير هو مربوط است به مقصود و هدف در عبادت و يا اعم از مقصود و محرك و يا منظور از ضمير هو آنچه كه در دنيا هست و آنچه كه ممكن است هدف و غرض انسان در اين جهان باشد و حاصل معناى اين حديث اين است كه اين امور يعنى حق و هدايت و راهيابى و بينش و مراعات جانب آخرت و حسنات و اعمال نيك مربوط به خدا و به او ارتباط و انتساب دارد ولى اضداد و نقطه مقابل اينها بشيطان ارتباط و انتساب دارد بنا بر اين آنچه كه خالص براى خدا و در راه خالق باشد نيكو و با ارزش است و آنچه كه شيطان و غير خدا در آن دخالت دارد از سيئات و امور زشت و ناپسند شمرده مىشود . و بنا بر اين در الفاظ حديث قلب ( اصطلاح ادبى ) هست يعنى جمله فما كان من حسنات فللَّه چنين مىشود فما كان للَّه فهو من الحسنات مقدم مؤخر و بالعكس شده است . و يا معناى حديث اين است كه دو جهت و دو هدف بيشتر نيست . خداوند متعال و حق و هدايت و رشد و آخرت و حسنات و اعمال نيك در يك طرف و اضداد اينها در طرف ديگرند . حسنات و اعمال نيك آن كارهائى است كه موافق با حق باشد و با هدايت و راهنمائى خدا باشد و موجب سعادت انسان شود و در آن كارها جهت اخروى و مراتب آن جهانى منظور باشد نه لذتها و بهرههاى دنيوى اين چنين امور براى خدا و به حساب خدا است ولى اگر اين طور نباشد مربوط بشيطان و خاطرات و وساوس ابليسى است . و لفظ رشد كه در حديث است يعنى آنچه انسان را بسعادت ابدى برساند و لفظ غىّ آنچه انسان را بشقاوت و بدبختى بكشاند و لفظ عاقبة بيان و توضيح آجله است كه در نسخه كافى نقل شده البته طبق اسلوب و ترتيبى كه در جملات پيش آمده مناسب اين بود كه لفظ آجله قبل از لفظ عاجله ذكر شود ( همان اسلوبى كه قبلا به كار برده شده اللَّه بعد شيطان حق - باطل هدى - ضلال . . . ) و شايد تغيير سياق از اين جهت باشد كه بحسب ترتيب خارج و تكوينى : آخرت و آجله پس از زندگى دنيا و بعد از رفتن از اين جهان شروع مىشود . بعضى از اهل تحقيق گفته كه منظور از حسنات و سيئات اعمال صالحه و كارهاى زيبا و كارهاى ناپسند و زشت است كه از اين امور هشتگانه كه در حديث ذكر شده ريشه ميگيرد بنا بر اين جمله فما كان من حسنات يعنى آن كارهائى منشأ و سرچشمه آنها حق و هدايت و رشد و مراعات جانب آخرت باشد و جمله و ما كان من سيّئات يعنى كارهائى كه از باطل و گمراهى و شقاوت و دنياگرائى ريشه و مايه ميگيرد به اين معنا هر كس كه عمل خيرى بعنوان اطاعت و فرمان خدا انجام دهد و در آن عمل انطباق با حق و هدايت الهى و سعادت انسانى خود را منظور بدارد و عاقبت و آخرت را در نظر داشته باشد چنين عملى حسنه